سه شنبه 19 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی روی خط جوانی سرنوشت تلخ!

 
 

خراسان , سه شنبه 6 دي 1390

سرنوشت تلخ!

 
 

از شما چه پنهان، پدر و مادرم به طور پنهاني پسر عمويم را هر روز به خانه مان دعوت مي کردند و او را داماد آينده خود مي دانستند. متاسفانه رفت و آمدهاي وقت و بي وقت نيما باعث شد ارتباط مخفيانه اي بين او و خواهرم به وجود بيايد...

هموطن آنلاین _ غلامرضا تديني راد _ به آخر خط رسيده ام و ديگر تحمل اين زندگي را ندارم. نمي دانم چرا چنين سرنوشت تلخي برايم رقم خورده است؟ مشکل من به سال ها قبل و زمان ازدواج خواهرم برمي گردد.
از شما چه پنهان، پدر و مادرم به طور پنهاني پسر عمويم را هر روز به خانه مان دعوت مي کردند و او را داماد آينده خود مي دانستند. متاسفانه رفت و آمدهاي وقت و بي وقت نيما باعث شد ارتباط مخفيانه اي بين او و خواهرم به وجود بيايد.
اما خانواده عمويم به محض اطلاع از اين موضوع با نيما برخورد بسيار تندي کردند و حتي با عجله برايش زن گرفتند.
در اين شرايط تمام نقشه هاي پدر و مادرم با وجود سوء استفاده هاي زيادي که پسرعمويم در ارتباط مخفيانه خود با خواهرم مرتکب شده بود نقش بر آب شد و اين موضوع در بين اقوام و فاميل نيز پيچيد و اختلافات شديدي بين ما و خانواده عمويم به وجود آورد.
زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۴۲ مشهد افزود: پدر و مادرم بعد از اين اتفاق معتقد بودند که من و خواهرم هرچه سريع تر بايد ازدواج کنيم و سروسامان بگيريم به همين دليل نيز پدرم به يکي از همکارانش سفارش کرد اگر فرد خوبي سراغ دارد معرفي کند و خواهرم پس از گذشت ۲هفته با برادر زاده همکار پدرم ازدواج کرد.
من هم بعد از ۳ماه با پسر جواني که ادعا مي کرد اهل يکي از روستاهاي مرزي شرق کشور است و خانواده اش را در حادثه زلزله از دست داده است ازدواج کردم.به ظاهر همه چيز خيلي خوب پيش رفت اما شوهر خواهرم که قبلا نيز تجربه يک شکست تلخ داشت معتاد از آب درآمد و خواهر بيچاره ام مجبور شد طلاق بگيرد.
البته من هم خيري از زندگي ام نديدم چون در مدت کوتاهي فهميدم همسرم که با شناسنامه و مدارک جعلي مرا به عقد خود درآورد، تبعه خارجي غيرمجاز است. او نقش خود را به حدي طبيعي و حرفه اي بازي کرد که هميشه دلم برايش مي سوخت و فکر مي کردم بايد خيلي مراقبش باشم. اما حالا در حالي رهايم کرده است که باردار هستم و نمي دانم کجا بايد دنبالش بگردم. فکر مي کنم شوهرم از مرزهاي کشور خارج شده است.
من با اين وضعيت پرسان پرسان از شهر خودمان به مشهد آمده ام اما هيچ اثري از او پيدا نکردم و بايد دست از پا درازتر به خانه برگردم.

 
 

نتيجه تلخ سونوگرافي
انتقام مخفيانه!
داماد قاتل!

 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار