چهارشنبه 20 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی روی خط جوانی پسر فريب خورده!

 
 

خراسان , دوشنبه 14 فروردين 1391

پسر فريب خورده!

 
 

کاش روزي که اولين پيامک مسخره برايم رسيد موضوع را به خانواده ام اطلاع مي دادم و خودم را گرفتار چنين رابطه اي نمي کردم.

هموطن آنلاین_ غلامرضا تديني راد_ سرگرم درس خواندن بودم و به هيچ چيز جز ادامه تحصيل و ساختن آينده اي رويايي فکر نمي کردم. اما افسوس که با ندانم کاري سرنوشت خودم را به بازي گرفتم و تمام نقشه هايم و آرزوهاي پدر و مادرم را بر باد هوا دادم.
پسر جوان در دايره اجتماعي کلانتري ۱۶ مشهد افزود: دانشجوي ترم سوم هستم و پدر و مادرم سعي و تلاش خود را به کار بسته اند تا من و خواهرم شرايط و امکانات لازم براي درس خواندن و ساختن يک زندگي خوب را در اختيار داشته باشيم.ولي يک ماجراي مسخره همه چيز را خراب کرد. موضوع از اين قرار است که حدود يک ماه قبل پيامک ناشناسي از طريق تلفن همراهم دريافت کردم. روزهاي اول تصورم اين بود که يکي از دوستانم مرا سر کار گذاشته است چون فردي که پيامک مي فرستاد اسمم را مي دانست. من نسبت به اين موضوع توجهي نشان ندادم. چند روزي گذشت تا اين که بالاخره با شماره ارسال کننده پيامک ها تماس گرفتم و با خانمي گفت وگو کردم که با عشوه گري و لحني عجيب حرف مي زد و مي گفت هر موقع از نزديک همديگر را ملاقات کرديم خواهم گفت شماره تلفن تو را از کجا به دست آورده ام.پسر جوان اشک هايش را پاک کرد و افزود: نمي دانم چه طور شد که ارتباط تلفني خود را با اين زن ناشناس ادامه دادم و پس از گذشت ۴ روز در يکي از پارک هاي مشهد با هم قرار ملاقات گذاشتيم.
من در پارک با خانمي روبه رو شدم که حدود ۲۹ سال سن دارد و ادعا مي کرد از شوهرش طلاق گرفته است. ما آن روز چند ساعتي با هم بوديم و قرار گذاشتيم ارتباط خود را در حد يک دوستي خيلي ساده و ملاقات در پارک حفظ کنيم. «تهمينه» خاله يکي از همکلاسي هايم بود و برايم تعريف کرد که شماره تلفنم را از گوشي خواهرزاده اش کش رفته است.
پسر ۲۲ ساله گفت: من متاسفانه چند بار ديگر نيز با اين خانم ديدار کردم و امروز که قصد داشتم همراه اين خانم براي گردش و تفريح به يکي از مناطق سياحتي اطراف مشهد برويم توسط پليس دستگير شديم. تازه آن موقع بود که فهميدم تهمينه دروغ گفته است. چون او شوهر دارد و فقط به خاطر انتقام گيري از همسرش و مشکلات خانوادگي که دارد، مرا قرباني اين رابطه شوم کرده است.با اين وضعيتي که پيش آمد و سوءسابقه کيفري که برايم درست شد نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم و چه پاسخي به پدر و مادرم و شوهر اين خانم بدهم.
کاش روزي که اولين پيامک مسخره برايم رسيد موضوع را به خانواده ام اطلاع مي دادم و خودم را گرفتار چنين رابطه اي نمي کردم. هنوز هم باورم نمي شود من که اصلا اهل اين حرف ها نبودم به همين راحتي فريب بخورم.

 
 

غرور و خودخواهي!
طعمه هوس!
بازي با زندگي!

 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار