 هموطن آنلاین_ غلامرضا تديني راد _ رفت و آمد خانواده عمويم به خانه ما با اظهار لطف و علاقه ناگهاني آن ها مشکوک به نظر مي رسيد. اما من سرگرم درس و مدرسه ام بودم و اصلا فکرش را هم نمي کردم يک روز بعدازظهر زمان برگشت از مدرسه، مادرم با عجله مرا به آرايشگاه ببرد و بدون هيچ گفت وگويي لباس سفيد عروسي به تن کنم و پاي سفره عقد بنشينم.
آن روز ساعت ۷ بعدازظهر با حضور تعدادي از اقوام و آشنايان نزديک، به عقد پسرعمويم درآمدم و همه چيز آن قدر سريع اتفاق افتاد که فرصت هيچ اظهار نظري پيدا نکردم.
زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: من پس از آن که به عقد ميثم درآمدم فرصتي پيدا کردم تا با مادرم کمي حرف بزنم و خيلي خودماني گلايه کردم و گفتم: شما مي دانيد پسر عمويم با يکي از همکلاسي هايم در چه حدي رابطه داشته است و... .
در اين لحظه مادرم که ذوق و شوق مجلس عقد کنان هنوز در چشمانش برق مي زد با اخم به صورتم خيره شد و با عصبانيت گفت: آخرين باري باشد که پشت سر دامادم اين حرف ها را مي زني و... . در اين شرايط با توسل به زور و تهديد مجبور شدم به زندگي سرد و بي روح با ميثم ادامه بدهم.
ما ۱۴ سال زير يک سقف زندگي کرديم و صاحب ۳ فرزند شديم اما افسوس که همسرم تعهدي به زندگي زناشويي مان نداشت و در اين مدت بارها و بارها به من خيانت کرد و شاهد کارهاي غيراخلاقي اش بودم.
او حدود ۶ ماه قبل، زني را به طور موقت به عقد خود درآورد و اين زن معتاد را نيز همراه خود به خانه آورده است.من که ديگر تحمل اين زندگي نکبت بار را نداشتم و با توجه به فساد اخلاقي شوهرم و رفت و آمد دوستان بي سروپاي او به خانه، احساس نگراني شديدي براي آينده سه دخترم داشتم حدود ۳ ماه قبل همراه فرزندانم از خانه فراري شدم.
زن جوان اشک هايش را پاک کرد و افزود: شوهرم که در منجلاب اعتياد گرفتار شده است هيچ حساسيتي نسبت به غيبت من و فرزندانمان در خانه نشان نداد و ما در اين مدت منزل پدرم بوديم.
با برخوردهاي تحقيرآميز شوهر بي معرفتم احساس سرشکستگي و حقارت مي کردم و نمي دانم چرا نقشه انتقام به سرم زد و متأسفانه با پسر جواني که کارگر يک رستوران است ارتباط مخفيانه برقرار کردم، ولي خيلي زود از کرده خودم پشيمان شدم و مي خواستم با او قطع ارتباط کنم اما اين پسر جوان و دوستانش مدام برايم ايجاد مزاحمت مي کنند و اعصابم را به هم ريخته اند.
زن جوان گفت: پدر و مادرم حالا خودشان را مقصر مي دانند و هر دوي آن ها به خاطر حرص و جوش هايي که زده اند دچار بيماري ديابت و نارسايي قلبي شده اند. |