سه شنبه 19 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی روی خط جوانی لذت بخشش!

 
 

خراسان , دوشنبه 25 ارديبهشت 1391

لذت بخشش!

 
 

من همراه شوهرم به خانه آن دختر خانم رفتم. اما هر چه التماس کردم او از اتاقش بيرون نيامد و حاضر نشد ما را ببيند.از شما چه پنهان، من از عاقبت کاري که کرده بودم مي ترسيدم و هر روز براي آن دختر دل شکسته پيامک مي فرستادم و عذرخواهي مي کردم.

هموطن آنلاین_ غلامرضا تديني راد_ دچار بدبيني و توهم شده بودم و با نگراني که فکر و ذهنم را تسخير کرده بود از شوهرم خواستم هر چه سريع تر دختر جوان را از فروشگاه خود اخراج کند. همسرم مي گفت اين دختر خانم خواهرزاده يکي از دوستانش است و چون مشکل مالي دارد سر کار آمده است. اما گوش من بدهکار اين حرف ها نبود.
«پريسا» در دايره اجتماعي کلانتري ۱۵ مشهد افزود: دو ماه گذشت و من که خيلي نگران زندگي و آينده ام بودم به پيشنهاد يکي از دوستانم که زخم خورده خيانت هاي همسرش است تصميم احمقانه اي گرفتم و به شوهرم تهمت رابطه نامشروع زدم.
متأسفانه با اين حرف ها آبروي همسرم را جلوي خانواده ام لکه دار کردم و برادرانم که جو گير و غيرتي شده بودند يک روز بعد از ظهر با عصبانيت به محل کار شوهرم رفتند. آن ها پس از درگيري با شوهرم و کتک زدن او، دختر جوان را نيز با رفتاري بسيار بي ادبانه از فروشگاه بيرون کردند. من با توجه به مشکلاتي که به وجود آمده بود از خانه قهر کردم و ۳ شبانه روز در منزل پدرم بودم.
زن جوان افزود: شوهرم و برادر آن دختر خانم به منزل پدرم آمدند و پس از گفت وگو متوجه شدم اين دختر جوان بيماري خوني دارد و چون سايه پدر روي سرش نيست و به خاطر اين که کمک خرج خانواده اش باشد تصميم گرفته است به سر کار برود و... .
با روشن شدن اين حقايق دنيا روي سرم خراب شد و از خودم بدم آمد. من همراه شوهرم به خانه آن دختر خانم رفتم. اما هر چه التماس کردم او از اتاقش بيرون نيامد و حاضر نشد ما را ببيند.از شما چه پنهان، من از عاقبت کاري که کرده بودم مي ترسيدم و هر روز براي آن دختر دل شکسته پيامک مي فرستادم و عذرخواهي مي کردم. تا اين که او بالاخره در روز ولادت با سعادت حضرت فاطمه(س) به پيامک هايم جواب داد و گفت به احترام اين روز بزرگ و به عزت و مقام عزيزترين مادر دنيا، شما را بخشيدم و اميدوارم ديگر نسنجيده و ندانسته درباره کسي قضاوت نکنيد.
پريسا گفت: من با شنيدن اين حرف ها از خوشحالي بال درآورده بودم و خوشبختانه توانستم با کمک يکي از اقوام که فرد نيکوکاري است شغل مناسبي نيز براي اين دختر معصوم در يک شرکت معتبر پيدا کنم و اميدوارم خدا هم مرا ببخشد. الان هم آمده ام تا براي ايجاد سازش و آشتي بين شوهرم و برادرانم مشاوره بگيرم چون همسرم خيلي از دست من و خانواده ام دلگير و ناراحت است.

 
 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار