انتقام مخفيانه!
خراسان , يكشنبه 4 دي 1390 - ساعت 12:40

سوسن گفت: من و شوهرم به اين جا آمده ايم و قصد داريم از هم جدا شويم چون عاقبت زندگي که از پيامک بازي و گفت وگوهاي عاشقانه تلفني شروع شود بهتر از اين نمي شود.

 

هموطن آنلاین _ غلامرضا تديني راد _ خيلي اتفاقي با هم آشنا شديم و تمام ماجرا از يک تماس تلفني شروع شد. يک روز تلفنم زنگ خورد و خانم جواني که تماس گرفته بود به محض شنيدن صدايم معذرت خواهي کرد و گفت مثل اين که شماره را اشتباه گرفته است.
با شنيدن صداي اين دختر خانم احساس عجيبي به من دست داد و از آن به بعد برايش پيامک ارسال کردم و به اين ترتيب بدون هيچ شناخت قبلي به همديگر علاقه مند شديم. حدود ۲ ماه از اين رابطه عاطفي گذشت و ما در اولين ملاقاتي که با هم داشتيم قرار گذاشتيم که قصه ليلي و مجنون را دوباره تکرار کنيم و به يک عشق واقعي برسيم. من و سوسن موضوع را به خانواده هاي خود اطلاع داديم و پس از برگزاري مراسم خواستگاري با هم ازدواج کرديم.
مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري سجاد مشهد افزود: روزهاي اول زندگي مشترکمان شيرين و رويايي بود اما من که در دوران مجردي تجربه روابط مخفيانه با زنان خياباني و دختران غريبه را داشتم خيلي زود تعهدات زناشويي و مسئوليتي را که در قبال همسرم برعهده گرفته بودم زير پا گذاشتم و با يکي از دختراني که قبلا آشنا شده بودم دوباره رابطه برقرار کردم.
همسرم خيلي زود متوجه شد که دچار اشتباه شده ام. سوسن سعي مي کرد با گفت وگو و مذاکره مرا به زندگي مان پاي بند کند اما فايده اي نداشت و تصور مي کردم بايد در دوران جواني خوش بگذرانم و... .
مدتي گذشت و من فهميدم همسرم نيز رفت و آمدهاي مشکوکي دارد. وقتي سوسن را زير نظر گرفتم و او را با پسري جوان در حال موتورسواري ديدم سرگيجه گرفتم و دنيا روي سرم خراب شد.
ادامه اين ماجرا را از زبان سوسن مي خوانيم. زن جوان گفت: پس از آن که از گفت وگو با شوهرم نتيجه اي نگرفتم با شماره تلفن دختري که به همسرم زنگ مي زد و با هم ارتباط مخفيانه داشتند تماس گرفتم. ما با هم قرار ملاقات گذاشتيم و آن دختر گفت شوهرم نه تنها با او بلکه با چند زن ديگر نيز رابطه دارد. شنيدن اين حرف ها باعث دلسردي و سرخوردگي ام شد و خودم را به سبب انتخاب چنين شوهري لعن و نفرين مي کردم. به همين دليل حس بدبيني و نفرت در وجودم شکل گرفت و متاسفانه با برادر همان دختر خانم که پسري ۱۸ ساله است ارتباط برقرار کردم و...
سوسن اشک هايش را پاک کرد و افزود: من و شوهرم به اين جا آمده ايم و قصد داريم از هم جدا شويم چون عاقبت زندگي که از پيامک بازي و گفت وگوهاي عاشقانه تلفني شروع شود بهتر از اين نمي شود.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news179398.html