هموطن آنلاین_عظيمي مروي _ بسياري از ما بلافاصله پس از شنيدن واژه هايي مانند ادب و بي ادبي ياد دوراني مي افتيم که حد و مرز اين هنجار و ناهنجاري برايمان تعيين مي شد، اما امروزه به دليل افزايش روزافزون ارتباطات در سرتاسر دنيا، همه جوامع و از جمله جامعه ما با فرهنگ هاي مختلفي روبه روست که چه بسا واژه هاي اخلاقي يا همان هنجارها تعريف هاي متفاوتي دارد.به طوري که بعضي از رفتارهاي نسل جوان امروز براي نسل گذشته نوعي ناهنجاري تلقي مي شود و خانواده ها را بيشتر از گذشته نگران پاي بندي جوانان به ارزش هاي اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي و خانوادگي مي کند.واقعيت اين است که مولفه هايي ازجمله ادب مشتمل بر متغيرهاي بسيار متنوعي است و نمي توان به درستي درباره بسياري از معيارهاي اخلاقي ازجمله با ادب بودن در تمامي جوامع سخن گفت.اما اين بدان معنا نيست که نمي توان معيار و چارچوب آن را معين کرد. زيرا در هر جامعه اي ارزش هاي اخلاقي در حوزه اخلاق تعريف مي شود و در چارچوب ارزش هاي ديني و اخلاقي جاي مي گيرد و خانواده ها مقيد به رعايت آن مي باشند بنابراين بايد گفت دستورات ديني اصلي ترين منبع نظام ارزشي محسوب مي شود.
درباره اين موضوع با دکتر عليرضا شريفي يزدي جامعه شناس خانواده و عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت گفت وگو کرديم که در ادامه مطلب مي آيد.در هر کشوري ادب در حوزه اخلاق قرار گرفته است و تعاريف مشخصي دارد که در چارچوب ارزش هاي ديني و هنجارهاي اخلاقي مي گنجد. به علاوه در طول زمان عرف و معدل ذهني مردم درباره يک مسئله در حقيقت بيان کننده و سازنده نظام اخلاقي جامعه است. بنابراين براساس عرف و مذهب، ارزش هاي اخلاقي در يک جامعه شکل مي گيرد و اين ارزش ها در طول زمان به بايدها و نبايدها تبديل مي شود. اين پديده که از آن به عنوان هنجار ياد مي شود، از طريق رسانه و نظام آموزشي به نسل هاي بعد انتقال مي يابد. جوانان به دليل بي اعتنايي به هنجارها در خانواده با واکنش والدين روبه رو مي شود، ضمن اين که کودک هم در طول زمان ياد مي گيرد که مي تواند دست به چه کارهايي بزند يا نزند.
دکتر شريفي ادامه مي دهد: ادب در واقع بخشي از نظام اخلاقي است و معناي آن رعايت هنجارها و ارزش هايي است که جامعه آن را پذيرفته است و بي اعتنايي به آن را بي ادبي تلقي مي کند. نکته اين جاست که جامعه اي را در دنيا سراغ نداريم که تمام مردم جامعه به طور کامل همه هنجارها و ارزش ها را رعايت کنند و هميشه بخشي از افراد جامعه هستند که قاعده احترام به هنجارها را به هم مي زنند و مشمول مجازات هاي رسمي و غيررسمي مي شوند. اگر اين چارچوب را در جامعه ايران قرار دهيم، بايد گفت جامعه ايران نيز همانند بسياري از جوامع ديگر داراي يک نظام اخلاقي مبتني بر ارزش هاي ديني و مباني اعتقادي از يک سو و فرهنگ رايج و عرف جاري حاکم بر جامعه از سوي ديگر است.نکته اين جاست که فرهنگ رايج در جامعه با وجود نسل جديد و تفاوت هاي فرهنگي حاکم بر زندگي، متغير است به همين دليل است که بسياري از رفتارهاي نسل جوان در حال حاضر از سوي نسل هاي گذشته ناهنجار تلقي مي شود اما نسل جديد آن را ناهنجار نمي داند.
در واقع سوال اين جاست که آيا نسل نو به اندازه نسل هاي پيشين پايبند به نظام اخلاقي و ارزشي جامعه است يا خير.اين جامعه شناس خانواده با بيان اين که اگر رسانه را به عنوان يکي از منابع توليدکننده فرهنگ قلمداد کنيم، درمي يابيم که اين پديده تاثير شگرفي در نظام ارزشي جامعه ما گذاشته است، تاکيد مي کند: امروزه در نظام اخلاقي و ارزشي ما رسانه نقش بسيار مهمي ايفا مي کند؛ به ويژه رسانه هاي تصويري تلويزيون، فيلم و مجموعه ها بيشترين تاثير را مي گذارد. محصولات فرهنگي رسانه ها خود به خود سرمشق و الگوي نسل جديد قرار مي گيرد و چنانچه ما از اين محصولات و تاثير فرهنگي آن غافل بمانيم، نبايد انتظار داشته باشيم که نظام ارزشي و اخلاقي دست نخورده باقي بماند. در واقع نظام ارزشي و اخلاقي جامعه نيازمند حفاظت و نگهداري از سوي متوليان فرهنگ جامعه است.به علاوه ورود محصولات فرهنگي خارجي که براساس نظام ارزشي سازندگان ساخته شده است و ورود واژه ها و هنجارهاي جديد رفتار اجتماعي نسل جديد را تحت تاثير قرار مي دهد.
بسياري از کلمات و اصطلاحات رايج در ميان نسل جديد، وارداتي است و نمي توان انتظار داشت بار فرهنگي حاکم بر واژه با ورود آن منتقل نشود. فاصله بين هنجارهاي نسل گذشته و جديد از همين جا آغاز مي شود؛ زيرا نسل جوان نسبت به نسل گذشته تاثير بسيار بيشتري از محصولات فرهنگي متنوع گرفته است و گفتار و رفتارش با ورود اين محصولات تغيير مي کند.دکتر شريفي با بيان اين مطلب که نسل جوان در حال حاضر واجد ۲ ادبيات کاملا متفاوت با يکديگر است، تصريح مي کند: او در گفت وگو با پدر، مادر و استادش از نوعي ادبيات استفاده مي کند و در ارتباط با همسالان از ادبياتي ديگر بهره مي برد. اين دوگانگي در مکالمه، بي گمان به دوگانگي در رفتار هم منجر مي شود بنابراين يک جوان مودب مي تواند در يک موقعيت خاص و در کنار گروه همسالان بسيار بي ادب باشد يا در رفتارهايش نشاني از احترام به هنجارهاي اخلاقي و انساني جامعه وجود نداشته باشد.حقيقت اين است که ادب و مودب بودن دايره وسيعي دارد و داراي ارتباط تنگاتنگي با مفهوم فرهنگ نيز مي باشد. اما آنچه بخش ملموس ماجرا را دربر مي گيرد، رفتار اجتماعي و نوع کنش و واکنش مردم با يکديگر است.
بر همين اساس طي تحقيقي که چندي پيش توسط يک شرکت گردشگري انجام شد، مشخص شد مردم فرانسه که خود را مهد تمدن و فرهنگ مي دانند، بي ادب ترين مردم جهان هستند! نتيجه يک نظرسنجي نشان مي دهد که داشتن پيشينه فرهنگي و توليد محصولات فرهنگي يک کشور لزوما به توليد ادب منجر نمي شود و رفتار اجتماعي حاصل متغيرهاي فراواني است که جهت دهي فرهنگي جامعه را تحت تاثير قرار مي دهد. به نوشته خبر آنلاين پيشينه فرهنگي فرانسه باعث شده است که مردم در رفتارهاي اجتماعي با بي ادبي با ديگران رفتار کنند. اين مردم که خود را وارث تمدن بزرگي مي دانند احساس مي کنند از ديگران بهتر هستند و در اروپا مشهور است که فرانسوي ها نسبت به ديگر ملل بسيار گستاخ هستند و از بالا نگاه مي کنند. |