بسيار سينما بايد تا پخته شود خامي
پنجشنبه 28 ارديبهشت 1391 - ساعت 00:02

همين شيفتگي به سينما باعث شد تا پاي او به دانشكده سينما و تئاتر باز شود. راست‌گفتار، مرحوم فريدون گله را كامل‌ترين فيلمساز ايراني و خود را به نوعي وامدار سينماي او مي‌داند.

 

هموطن آنلاین _ احسان هوشيارگر - برخي از كارگردانان روند عجيبي را در فيلمسازي خود طي كرده‌اند. شايد كاظم راست‌گفتار نيز جزو آن دسته از كارگردانان باشد؛ كارگرداني كه در شيراز متولد شده است و براي اولين بار در 10 سالگي مجذوب جادوي سينما آن هم به واسطه نگاه از طريق ويزور دوربين سينما به جهان پيرامون خود شده و فيلم «مردي براي تمام فصول» ساخته فرد زينه‌مان اولين فيلم بوده كه او را واقعا شيفته سينما كرده است.
جام​جم; همين شيفتگي به سينما باعث شد تا پاي او به دانشكده سينما و تئاتر باز شود. راست‌گفتار، مرحوم فريدون گله را كامل‌ترين فيلمساز ايراني و خود را به نوعي وامدار سينماي او مي‌داند.
او مي‌گويد براي اين كه بتواند فيلم خوب بسازد، بايد فيلم‌هايي نظير «پسر تهروني» و «زنان ونوسي، مردان مريخي» هم بسازد تا بتواند انديشه‌هايش را در اين سينما به تصوير بكشد.
به مناسبت اكران فيلم سينمايي «چك» كه سال گذشته در جشنواره فيلم فجر مورد توجه منتقدان قرار گرفت، گفت‌وگويي با كاظم راست‌گفتار انجام داده‌ايم.
شما تجربه ساخت چهار فيلم بلند سينمايي را در كارنامه داريد، ايده ساخت چك از كجا آمد؟

من از علاقه‌مندان به سينماي مرحوم فريدون گله بوده و هستم و معتقدم تقريبا تنها فيلمساز سينماي ايران است كه كارش واقعا سينماست چرا كه بقيه فيلمسازان ما کار ديگري هم دارند و در كنار آن فيلمسازي هم مي‌كنند. مثلا بهرام بيضايي سبقه تئاتري دارد و در سينما هم فعاليت مي‌كند يا داريوش مهرجويي فيلسوف است و در كنار فلسفه فيلمسازي مي‌كند. البته به معناي بزرگ نبودن اين فيلمسازان نيست، اما گله سينمايش به معناي اخص كلمه سينماست و من هم هميشه دوست داشتم سينمايي نزديك به او داشته باشم و از طرف ديگر من هم به عنوان فيلمساز دارم در اين جامعه زندگي مي‌كنم و شرايط خوب و بد اجتماع روي من تاثير مي‌گذارد. سال‌ها قبل به خاطر جبر زمان مجبور بودم در مالزي زندگي كنم و آنجا ديدم مردم از هر دسته و اعتقادي چقدر به هم احترام مي‌گذارند و ايده ساخت فيلمي كه مضمون اجتماعي دارد و در آن يكسري آدم با اعتقادات مختلف مجبور به زندگي در كنار هم باشند و منافع فردي ما ارجحيت به منافع جمعي نداشته باشد از همانجا شكل گرفت و از سوي ديگر دوست داشتم تا سينماي گله را به نوعي در كارم داشته باشم و فيلمي مثل چك در اين رنسانس مي‌تواند تاثيرگذار باشد كه البته تا سال گذشته شرايط ساخت فيلم مهيا نشده بود و در واقع تهيه‌كننده‌اي نبود كه بخواهد كار را تهيه‌كند.
مراحل نگارش فيلمنامه چك چقدر طول كشيد؟

تقريبا همان زمان كه در مالزي بودم كمي از فيلمنامه را نوشتم، اما وقتي به ايران برگشتم مجبور شدم چند فيلم را بسازم كه به سفارش تهيه‌كنندگان بود. با وجود اين سعي مي‌كردم فيلم‌هاي خوبي باشند، اما نتيجه نهايي آن طور نبود كه من سربلند باشم. فيلم‌هاي پسر تهروني و زنان ونوسي، مردان مريخي حاصل همين دوران است. نهايتا تا سال گذشته طول كشيد كه اين فيلمنامه آماده شود و خودم بتوانم كار را مطابق ميل و سليقه خودم تهيه كنم.
در كارنامه شما فيلمي پر سروصدا و جنجالي نظير «نقاب» ديده مي‌شود كه يك نقد اجتماعي جدي بود، اما چه شد كه از آن فيلم به پسر تهروني و زنان ونوسي، مردان مريخي رسيديد. به نظر مي‌رسد در روند كاري شما يك سكته‌اي اتفاق افتاد.
اساسا سينما هنري است كه چون با سازوكار تجارت و سياست سر و كار دارد، فيلمساز نمي‌تواند فيلمساز بزرگ و مطرحي باشد بدون اين‌كه انديشه خودش را در اختيار يك جريان تجاري يا سياسي قرار دهد. فيملسازان بزرگ دنيا بدون استثنا يا به لحاظ سياسي خود را در اختيار ديگران قرار دادند يا به لحاظ تجاري و من كه خواستم در اين سينما مستقل باشم و هر آنچه را خودم مي‌دانم درست است مطرح كنم، مجبور بودم در اين رابطه وحشتناك سياسي و تجاري تقلا كنم. در اين مرحله نقاب را ساختم و بعد از چهار سال بيكاري و گرفتاري مجبور ‌شدم پسر تهروني را بسازم و بعد از آن زنان ونوسي، مردان مريخي. به صراحت اعلام مي‌كنم همه فيلمسازان مطرح ما و بخصوص آنهايي كه در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي جايزه گرفته‌اند، فيلمسازاني هستند كه نگاهشان را به نگاه تجاري يا سياسي حاكم فروخته‌اند. اين اعتقاد قلبي من است و من چون اين كار را نكرده‌ام گرفتار هستم و حالا كه چك اكران شده شايد بعدا مجبور شوم «مرد بالدار!» را بسازم و بعد از آن «مرسي خانم» را. اما فيلمنامه‌اي كه خودم دوست دارم آن را بسازم «آشوب» است كه فكر مي‌كنم در حال حاضر شرايط براي ساخت آن فراهم نباشد.
فيلمنامه آشوب چقدر به حال و هواي نقاب يا چك نزديك است؟

در واقع اين فيلم مهم‌ترين فيلم من خواهد بود و آميزه‌اي است از تمام ديدگاه‌هاي من. سال‌هاست روي فيلمنامه آن كار كرده‌ام و هر كس كه آن را خوانده، تاييد كرده است. ولي ساخت آن چون زمانبر و پرهزينه است فعلا نمي‌شود در بخش خصوصي آن را كار كرد و بخش دولتي هم بعيد مي‌دانم وارد چنين فضايي شود.
نكته جالب در مورد چك، درونمايه اجتماعي كار است، اما چرا تم اصلي كار را روي صدور يك چك قرار داديد؟

راست‌گفتار: ضرب‌المثلي هست كه مي‌گويد: «بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي، اما من معتقدم كه «بسيار سينما بايد تا پخته شود خامي!» و ما با ديدن فيلم‌ها دنيا را مي‌توانيم بشناسيم
به نظر من چك در جامعه ما يك ارزش به حساب مي‌آيد و مورد قبول آحاد جامعه است. اين را به عنوان يك نماد گرفتيم كه چهار آدم با تفكرات مختلف براي يك موضوع ارزش قائل هستند و براساس اين منفعت مجبورند در كنار هم قرار بگيرند. هرچند همديگر را به لحاظ فكري و اعتقادي قبول ندارند، اما اين كنار هم قرار گرفتن باعث مي‌شود تا لحاظ دراماتيكي شكل بگيرد و كم‌كم‌ متوجه مي‌شوند مي‌توانند اعتقادات خود را داشته باشند، اما بر سر حفظ يك منفعت كنار همديگر باشند.
تعریف شما از سینما چیست؟

سينما از نظر من يعني همه چيز و آن چيزي كه من در زندگي‌ام به آن رسيده‌ام يعني اين كه ارزشگذاري هر چيزي را در سينما بر مبناي سينما مي‌سنجم و در واقع سينما همه چيز زندگي من است. اين حرف شايد كمي عجيب به​نظر بيايد، اما من در زندگي‌ام به اين ديدگاه رسيده‌ام و به تجربه‌ هم دريافته‌ام كه سينما يكي از مهم‌ترين بخش‌هاي فرهنگي جامعه و در واقع مهم‌ترين بخش فرهنگي جامعه است كه هم از نظر اجتماعي‏، هم از نظر روابط حاكم بر اجتماع و هم از نظر اعتلاي سطح فكر افراد جامعه بسيار تاثيرگذار است.
اين اهميت سينما در چه فرآيندي براي شما حاصل شده است؟ به مرور زمان در شما شكل گرفته؟

من وقتي درباره سينما صحبت مي‌كنم، منظورم كليت سينماست. يعني سينما به معناي عام كلمه و اصلا منظورم سينماي فعلي ايران نيست. من معتقدم سينما ابزار نشان‌دهنده خيلي مهم و موثر جهان‌بيني آدم‌ها در همه جاي دنياست. اتفاقي كه سينما ايجاد مي‌كند اين است كه فكر آدم‌ها و نوع جهان‌بيني آنها را در دنيا به هم معرفي مي‌كند و شرايط را براي نزديكي آنها به هم فراهم مي‌آورد. اين موضوع بسياري از تعاريف بسته‌اي كه در ذهن مردم شكل گرفته را ازبين مي‌برد. وقتي من مثلا به عنوان يك نوجوان كه در حال شناخت از محيط پيرامونم هستم و با سينما ارتباط برقرار مي‌كنم، جهان‌بيني بسيار وسيع‌تري پيدا خواهم كرد، همين موضوع باعث مي‌شود دگم‌هايي كه در ذهن آدم‌ها شكل مي‌گيرد با ديدن فيلم‌هاي مختلف از بين برود. به تجربه دريافته‌ام كساني كه سينما نمي‌روند ممكن است در وهله اول آدم‌هاي خيلي موجهي به نظر برسند، اما وقتي به آنها نزديك مي‌شويد مي‌بينيد كه ذهنشان سرشار از دگماتيك‌هاي بسيار وحشتناك شده است، در حالي كه كافي بود تنها تعدادي از فيلم‌هاي خوب را مي‌ديدند تا جهان‌بيني‌شان عوض مي‌شد، مثلا من به آمريكا يا ژاپن نرفته‌ام، اما از طريق سينما هم با فرهنگ آمريكا آشنا شده‌ام و هم با جغرافياي اين سرزمين. اين موضوع از طريق سينما ممكن است. يك ضرب‌المثلي هست كه مي‌گويد: «بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي، اما من معتقدم كه «بسيار سينما بايد تا پخته شود خامي!» و ما با ديدن فيلم‌ها دنيا را مي‌توانيم بشناسيم.
اين نگاه لازمه‌اش اين است كه سينماگر بتواند شيفتگي‌خود را به سينما حفظ كند، شيفتگي شما نسبت به سينما از كي و كجا شروع شد؟

شيفتگي من نسبت به سينما به زماني برمي‌گردد كه 10 سال داشتم. من و خانواده‌ام در محله‌هاي پايين‌شهر شيراز زندگي مي‌كرديم كه آنجا شعبه‌هايي از كانون پرورش فكري را تاسيس كردند و بچه‌ها جذب كانون شدند. در فضاي كانون موسيقي كلاسيك پخش مي‌شد و مي‌توانستيم كتاب بخوانيم. همچنين كلاس‌هاي فوق‌برنامه‌اي در كانون بود كه ازجمله‌ آنها كلاس فيلمسازي بود. من سال 1350 در يكي از اين كلاس‌ها شركت كردم‏، آن موقع دوربين‌هاي 8 ميلي‌متري بود كه روزي استادمان دوربين را معرفي كرد و مرا صدا زد و دوربين را روي شانه‌ام گذاشت تا كار با دوربين را به من ياد دهد. به محض اين كه دستم را روي دكمه زوم گذاشتم، شيفته دوربين شدم و از همان زمان واقعا به فيلمسازي علاقه‌مند شدم. چون احساس كردم مي‌توانم در واقعيت دخل و تصرف و آن را از زاويه ديد خودم به ديگران منتقل كنم. بنابراين عملا از همان 10 سالگي به كارگرداني علاقه‌مند شدم و شوق فيلمسازي درون من متولد شد. پس از اين كه دستم به نگاتيو خورد، انگار خاصيتي داشت كه عشقي را در من ايجاد كرد؛ عشقي كه انگار از عشق‌هاي افلاطوني هم قوي‌تر بود.
اولين فيلم بلند سينمايي شما چه زماني بود؟

سال 76 يا 77 اولين فيلم بلند سينمايي‌ام را براي سيمافيلم به همراه حميد خضوعي ابيانه ساختم كه ايشان هم كار تبليغات مي‌كرد و با هم پيش آقاي حيدريان رفتيم و واقعا در آن جلسه براي اولين بار پيشنهاد ساخت تله‌فيلم را ما به سيمافيلم داديم و به ايشان سفارش داديم سيمافيلم، فيلم سينمايي تلويزيوني بسازد و آقاي حيدريان و آقاي رضاداد اين پيشنهاد را قبول كردند، اما با اين شرط كه ما كار را بسازيم و اگر خوب بود براي سيمافيلم باشد و اگر بد بود براي خودمان! ما هم چون نسبت به كار خودمان مطمئن بوديم، با تعداد زيادي از بازيگران كه در حال حاضر اغلب آنها چهره‌هاي مطرحي هستند نظير مهناز افشار، اميرحسين صديق و آناهيتا همتي كار را شروع كرديم كه كار مورد قبول واقع شد و از طرف سيمافيلم مورد تقدير هم قرار گرفتيم.
در واقع شروع سينماي شما با تلويزيون بود، يعني از قبل با تله‌فيلم سازي آشنا بوديد؟

نه واقعا اين پيشنهاد خودمان بود و در راستاي همان جهان‌بيني كه سينما براي آدم به همراه مي‌آورد، سعي كردم به لحاظ فني هم خودم را ارتقا بدهم و احساس كردم در تلويزيون جاي ساخت اين‌گونه فيلم‌ها خالي است. به نظرم تلويزيون رسانه است و سينما يك رسانه ديگر و وقتي قرار است ما فيلمي را در صفحه كوچك تلويزيون پخش كنيم يك ميزانسن و دكوپاژ ديگري لازم است و اين‌كه بياييم فيلم سينمايي را اسكوپ كنيم كه آن هم در صفحه كوچك تلويزيون ديگر چيزي براي ديدن باقي نمي‌ماند.
اولين فيلمي كه تماشاي آن روي شما تاثير زيادي گذاشت و علاقه‌تان به سينما را رقم زد چه بود؟

فيلم «مردي براي تمام فصول» ساخته فرد زينه‌مان كه در دوران نوجواني آن را ديدم و همه چيزش مرا تحت تا‌ثير قرار داد؛ از ميزانسن و كارگرداني گرفته تا حرف فيلم كه آدم بايد براي يكسري اصول در زندگي‌اش بايستد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news185776.html