چهارشنبه 20 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی روی خط جوانی حسرت!

 
 

خراسان , دوشنبه 1 اسفند 1390

حسرت!

 
 

به خاطر اين که دهان همسرم را ببندم متاسفانه در حساب هاي شرکتي که در آن کار مي کردم خيلي ماهرانه دست بردم و مبالغي را برداشت مي کردم. مدتي گذشت و همسرم که متوجه ارتباط من و دخترخاله اش شده بود داد و ...

ويسنده:هموطن آنلاین _ غلامرضا تديني راد _ چشم وهم چشمي، چشم زندگي مرا کور کرد و همه چيزم را از دست دادم. همسرم با اين که مي دانست کارمندي ساده هستم و درآمد چنداني ندارم معتقد بود بايد جلوي ديگران کلاس بگذاريم و همه حسرت زندگيمان را بخورند.
مرد جوان در مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي افزود: دو سال از زندگي مشترک من و «فهيمه» گذشت و او اصلا مرا درک نمي کرد. با اين که در طول هفته ۲ تا ۳ وعده غذايي بيشتر در خانه خودمان نبوديم و بيشتر به منزل مادرم و يا خانه پدر همسرم مي رفتيم با يک يا دو ميهماني که در خانه خودمان برگزار مي شد و مسخره بازي هاي فهيمه که تاکيد داشت چند نوع غذا بايد سر سفره بگذاريم بيشتر از نصف حقوقم خرج مي شد و بقيه حقوق را نيز براي پرداخت کرايه منزل و هزينه هاي خريد لوازم آرايشي بايد پرداخت مي کردم. متاسفانه همسرم آن قدر مرا در منگنه قرارداد و اعصابم را به هم ريخت که فکر و ذهنم حسابي درگير شد و اين مسئله حتي روابط زناشويي ما را نيز تحت تاثير قرارداد تا آن جا که هيچ احساسي نسبت به او نداشتم و ما روز به روز از هم فاصله گرفتيم.
در اين شرايط متاسفانه من که احساس حقارت مي کردم و در جست وجوي راهي براي فرار از تنهايي عاطفي ام بودم به راه خطا رفتم و شيفته لبخندها و محبت هاي دختر خاله همسرم شدم.
من با اين دختر خانم که وضعيت مالي بسيار خوبي دارد ارتباط برقرار کردم و همسرم نيز هم چنان درگير افکار خودش بود و هر روز با دوستان دوران تحصيل خود به ميهماني مي رفت و خوشگذراني مي کرد.
مرد جوان گفت: به خاطر اين که دهان همسرم را ببندم متاسفانه در حساب هاي شرکتي که در آن کار مي کردم خيلي ماهرانه دست بردم و مبالغي را برداشت مي کردم. مدتي گذشت و همسرم که متوجه ارتباط من و دخترخاله اش شده بود داد و فرياد راه انداخت و اختلافاتي پيدا کرديم که کارمان به دادگاه کشيده شد.
من و «فهيمه» در حال پيگيري اين موضوع و درصدد حل مشکلات زندگيمان بوديم که با بررسي حساب هاي شرکت مشکل ديگرم نيز رو شد و من که کارمندي قراردادي بودم کارم را از دست دادم. همسرم نيز که به چشم فردي خلافکار نگاهم مي کرد ديگر به خانه برنگشت و بااصرار خانواده اش درخواست طلاق داده است.
در اين وضعيت دخترخاله همسرم به دليل اين که اشتباه خودش را توجيه کند تمام تقصير و گناه را به گردن من انداخته است و از سوي خانواده خودم نيز طرد شده ام. حالا من و فهيمه حسرت زندگي را مي خوريم که به راحتي و سر مسخره بازي از دست داده ايم.

 
 

خداحافظي ديرهنگام
ازدواج پوچ!
حلقه فريب!

 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار