 هموطن آنلاین _ غلامرضا تديني راد _ محبت شوهرم نسبت به جلال گل کرد و هر روز او و خواهران و برادرانش به اتفاق جلال دوره مي نشستند و مشغول ورق بازي مي شدند. شوهرم مرا نيز با توسل به زور در اين بازي مسخره وارد کرد.
عروس جوان در دايره اجتماعي کلانتري سناباد مشهد افزود: چند روز قبل پسر خاله شوهرم با مقدمه چيني درباره ناصر گفت هيچ کس را به اندازه شوهرت در اين دنيا دوست ندارم و براي همين هم نگران آينده اش هستم چون او با زني مطلقه رابطه نامشروع دارد و ... با شنيدن اين حرف خيلي ناراحت شدم و گفتم باورم نمي شود شوهرم آدم خيانت کاري باشد.
در اين لحظه جلال با قيافه اي به ظاهر افسرده جواب داد: چند روز صبر کن تا به تو ثابت کنم حرف هايم دروغ نيست.دو روز بعد از اين ماجرا در حالي که استرس و ناراحتي عجيبي داشتم پسر خاله همسرم سرزده به خانه ما آمد و گفت تا نيم ساعت ديگر شوهرت و همان خانم قرار ملاقات دارند و ما مي توانيم مچ آنها را بگيريم. من با عجله به داخل اتاقم رفتم تا آماده شوم و همراه پسر خاله شوهرم براي پيگيري موضوع از خانه بيرون برويم. اما ناگهان جلال در اتاق را باز کرد و درحالي که با گوشي تلفن همراهش از من فيلمبرداري مي کرد قصد داشت با توسل به زور مرا طعمه هوس هاي شيطاني اش کند. ولي من مقاومت نشان دادم و تهديدش کردم که سروصدا راه مي اندازم و از همسايه ها درخواست کمک مي کنم.
جلال که خيلي ترسيده بود از خانه ما فرار کرد.
اما از همان روز مزاحمت هاي او شروع شده است و مدام در تماس هاي تلفني مي گويد اگر به خواسته هايش تن ندهم تصاويري که از من ضبط کرده را به شوهرم نشان خواهد داد و ... . او بي شرمانه به من ابراز علاقه مي کند و اين نتيجه ندانم کاري شوهرم و البته اشتباهات خودم است چون براي حل اختلافات با همسرم به مشاوره نرفتم. |