 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
حمايت از سرمايه ايراني با تقويت بورس
|
| | | |
 | روشن است كه كشور ما مشكل كمبود سرمايه ندارد. يعني ما جامعه فقيري نيستيم كه آدم سرمايهدار درآن كم باشد... |  هموطن آنلاین_ سيدعلي دوستي موسوي_ اشاره: پس از نامگذاري سال 91 به نام سال توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني، تحليلها و برنامهريزيهاي متعدد و متنوعي از سوي مسوولان براي تحقق اهداف و موضوعات اين نامگذاري بيان شد. با اين حال نگاهي اجمالي به اهم برنامههاي اعلامشده نشان ميدهد محور تاكيدات بيشتر بر حمايت از توليد و ايجاد اشتغال متمركز بوده و كمتر برنامه يا تحليلي را ميتوان سراغ گرفت كه به موضوع حمايت از سرمايه ايراني پرداخته باشد.
جام جم; در واقع در روزهاي نهچندان متعددي كه از سال 91 ميگذرد هنوز هيچ برنامه تئوري يا عملي و اجرايي براي حمايت از سرمايه ايراني ـ چه سرمايههاي داخل كشور و چه سرمايههاي ايرانيان خارج كشور ـ كه بارها علاقهمندي خود براي ورود سرمايههايشان به داخل كشور در صورت فراهم بودن بسترهاي لازم را اعلام كردهاند، وجود ندارد. از اينرو ميتوان موضوع حمايت از سرمايه ايراني را حلقه مفقوده اهداف سال 91 ناميد و آن را مورد پرسش قرار داد. شايد براي پاسخگويي به اين موضوع كسي صالحتر از علي صالحآبادي، رئيس سازمان بورس و اوراق بهادار نباشد كه رياست بازار سرمايه كشور را بر عهده داشته و مستقيما در جهت تحقق اين بخش از اهداف اقتصادي سال 91 مسوول است. صالحآبادي در پاسخ به اين موضوع تقويت بورس را بهترين راه جذب و حمايت از سرمايه ايراني دانسته و بر رشد كمي و كيفي آن به عنوان راهي چند جانبه اشاره ميكند. وي تصريح ميكند كه راه حمايت از توليد ملي و ايجاد اشتغال از حمايت از سرمايه ايراني ميگذرد و لذا غفلت از آن ميتواند باعث به چالش كشيدن كل اهداف اين سال شود. اين گفتوگو از نظرتان ميگذرد.
اگر به موضوع نامگذاري امسال توسط رهبر معظم انقلاب و واكنشهاي آن نگاه كنيم خواهيم ديد پرداختن به موضوع حمايت از سرمايه ايراني و برنامهريزي براي آن به نسبت ساير مسايل همچون توليد و اشتغال مغفول مانده است. لذا به عقيده شما كه رئيس بزرگترين سازمان مديريتكننده سرمايه ايراني هستيد چگونه بايد از سرمايه ايراني حمايت كرد؟
هم اكنون در بازار سرمايه قريب به 40 صنعت فعال داريم به طوري كه امروز تقريبا عمده توليدات پايهاي كشورمان در بورس حضور دارند. صنعت سيمان، فلزات، دارو، غذا، ارتباطات، پالايشگاه، پتروشيمي و... ازجمله صنايع پايهاي هستند كه در بورس حضور و عضويت دارند. نگاهي به وضعيت ساير بورسهاي منطقه با بورس تهران به روشني نشان ميدهدكه شما هيچ بورسي را در خاورميانه سراغ نداريد كه اين تعداد صنعت در بورسشان عضو باشند و بورسشان چنين گستردگي و تنوعي را در اقتصاد مليشان داشته باشد، اما در ايران اينگونه نيست. بورس ما يك بورس متنوع است و صنايع مختلف كه عمده توليد كشور ما در بخش خصوصي را انجام ميدهند در بورس حضور دارند. بنابراين اگر ميخواهيم از توليد ملي حمايت كنيم عمده توليد ملي به صورت سهام شركتها در بورس حضور دارند. پس براي حمايت از توليد ملي بايد از توليد اين شركتها حمايت شود. بهترين راه حمايت كردن از توليدات نيز كمك به ارتقاي كيفيت توليد شركتها و رشد حجم توليدات آنهاست تا در نهايت اين فرآيند باعث جذب سرمايه به بورس و كل اقتصاد شود. لذا ميبينيد كه راه حمايت از توليد ملي و اشتغال از حمايت از سرمايه ايراني ميگذرد كه بورس كانون آن است. در واقع بورس راه و طريق جذب سرمايه و تجهيز سرمايه است. پس حمايت از بورس و سودده كردن شركتها در بستر آن بهترين راه حمايت از سرمايه ايراني است.
راه اجرايي حمايت از سرمايه ايراني در چارچوب بورس چيست؟
روشن است كه كشور ما مشكل كمبود سرمايه ندارد. يعني ما جامعه فقيري نيستيم كه آدم سرمايهدار درآن كم باشد. اتفاقا نگاهي به ارقام رشد نقدينگي و چرخش آن نشان ميدهد كه ما از نظر تامين سرمايه اصلا مشكل نداريم. مشكل ما در تجهيز منابع و سرمايههاست. چون سرمايه تا تجهيز نشود، سرمايه نيست. حتما ميبينيد كه سرمايههاي خرد در جامعه ما زياد است منتها اين سرمايهها پراكنده و سرگردان است و بايد تجهيز شود تا بتواند به نيازمندان واقعي آن در بخش توليد كمك كند. نقش بورس دقيقا در همين بسترسازي در تجهيز سرمايهها و هدايت آن به سوي توليد و صنعت خلاصه ميشود. يعني هنر بورس در اين است كه با نوينسازي و كارآمدسازي ابزارهاي مالي موجود و تدارك ابزارهاي مالي جديد به شركتها كه طيف وسيع و متنوعي از اقتصاد ايران را در بورس گردآوردهاند، فرصت بدهد سرمايههاي مورد نياز خود را از سرمايههاي خرد مردم تجهيز كنند. قطعا اين فرآيند يك نفع دوجانبه هم براي سرمايهگذار دارد كه از سوددهي سرمايهاش حداقل اطمينان را بدست ميآورد و هم به نفع سرمايهخواه است كه چرخ كارش راحت و روان ميچرخد. لذا بورس با ايجاد يك بازي برد برد براي سرمايهگذار ـ سرمايهخواه هم به توليد و اشتغال ملي كمك كرده و هم از سرمايه ايراني حمايت ميكند. لذا ميبينيد كه از طريق بورس چه كارهاي مهمي در حمايت از سرمايه ايراني ميتوان انجام داد.
اقداماتي كه در اين باره بايد انجام شود چيست؟
چون بازار سرمايه در تجهيز سرمايههاي خرد نقش مهمي دارد، برنامههاي بورس در حمايت از سرمايه ايراني بايد برپايه تجهيز سرمايههاي خرد طراحي شود. يعني ناچاريم ابزارهاي نوين مالي براي جذب اين سرمايهها به بورس را طراحي كنيم. به اين معنا كه مثلا ما به شركتها اجازه ورود به بازار براي فروش سهام جديد و اوراق مشاركت يا هر اوراق بهادار ديگري كه بتوانند از آن براي جذب سرمايه استفاده كنند، ميدهيم. آنها ميتوانند با انتشار اين اوراق سرمايههاي خرد و سرگردان مردم را جذب كنند و با استفاده از آن كميت و كيفيت توليدات خود را افزايش دهند. روشن است تحقق رشد كمي و كيفي توليد به سوددهي بيشتر بنگاه و جذب سرمايه بيشتر به بورس منتهي خواهد شد. يعني اين موضوع يك چرخه به هم پيوسته است. بنابراين براي حمايت از توليد ملي راهي جز حمايت از سرمايه سراغ نداريم. البته اين نكته را نيز بايد گفت كه حمايت از سرمايه ايراني داراي ابعاد مختلفي است كه عمده آن را ميتوان در دو بُعد خلاصه كرد. يك بخش و بعد اينكه براي افزايش كيفيت و توان توليدي بنگاههاي داخلي به اندازه كافي تلاش كنيم و ديگر اينكه مردم كالاي ايراني بخرند. در نتيجه سرمايه ايراني به سوي بورس سودده خواهدآمد و روشن است كه بزرگترين حمايت از سرمايه ايراني در اين فرآيند شكل گرفته است؛ حمايت از سرمايهگذار با توزيع مناسب سود و ايجاد امنيت و براي توليد ملي توليد سرمايه لازم و جلوگيري از معادله معكوس نقدينگي سرگردان.
چون بازار سرمايه در تجهيز سرمايههاي خرد نقش مهمي دارد، برنامههاي بورس در حمايت از سرمايه ايراني بايد بر پايه تجهيز سرمايههاي خرد طراحي شود. يعني ناچاريم ابزارهاي نوين مالي براي جذب اين سرمايهها به بورس را طراحي كنيم
در بستر اقتصاد ايران گروههاي مختلف سرمايهگذار وجود دارد. آيا بورس براي پوشش تمامي اين گروهها و حمايت از آنها برنامههايي دارد؟
ما براساس فرهنگ بورسي سرمايهگذاران را به 2 دسته كلي تقسيم ميكنيم؛ يك دسته سرمايهگذار بالفعل و دسته ديگر سرمايهگذار بالقوه هستند.
سرمايهگذاران بالفعل كساني هستند كه قبلا در بورس سرمايهگذاري كرده، تجربه دارند و سهام شركتهاي حاضر را خريدهاند. لذا بخش مهمي از برنامههاي بورس بر اين پايه بنا شده كه بايد از سرمايههاي كساني كه قبلا پولشان را به بورس آوردهاند، حفاظت كنيم. ما به عنوان سازمان بورس اين وظيفه را داريم كه اطلاعات لازم و شفاف را در اختيار اين دسته از سرمايهگذاران قرار دهيم و آنان را از هرگونه آفت يا خداي ناكرده سوءاستفادهاي كه به هر حال ممكن است در هر بازاري وجود داشته باشد، محافظت كنيم. با انجام صحيح و دقيق اين اقدامات ما در واقع از اين بخش از سرمايههاي مردم حمايت كردهايم. با اين حال دسته دومي هم وجود دارد كه ما به آنان سرمايهگذاران بالقوه ميگوييم. اين سرمايهگذاران كساني هستند كه اين پتانسيل را دارند كه براي انجام هرگونه سرمايهگذاري به بورس وارد شوند. يعني قرار است در آينده به بورس بيايند، اما هنوز سرمايهشان را وارد اين چرخه نكردهاند. يكي از مهمترين وظايف ما اين است كه راهها و استراتژيهايي را براي جذب اين سرمايهها طراحي كنيم. اين بخش از كار ما به عنوان بورس بسيار مهم است. چون ممكن است اين افراد اصولا با بورس آشنايي نداشته يا از مكانيسمهاي آن بياطلاع باشند و اين بياطلاعي نيز خود به خود باعث كم اعتمادي به بورس شده باشد. لذا اين ما هستيم كه بايد با آمادهسازي هر چه بهتر بستر بورس و بويژه فرهنگسازي به جلب اين دسته سرمايهگذاران تازهوارد كمك كرده و كاري كنيم كه حتي پس از يكبار ورود و معامله در بورس در آن ماندگار شوند.
راه عملي براي تحقق اين برنامهها چيست؟ اين يك واقعيت است كه بسياري از مردم حضور در بازارهاي واسطهاي كاذب نظير بازار سكه و ارز را به بورس ترجيح ميدهند. به طور روشن بورس چه بايد بكند كه اين دسته از سرمايهگذاران رغبت حضور در بورس را پيدا كنند؟
ببينيد اين سوال شما چندين بخش دارد. عرض كردم كه بورس بستر را براي جذب سرمايه فراهم ميكند و به سرمايهخواه اين ابزار و امكان را ميدهد كه براي جذب سرمايههاي اضافي سرمايهگذاران و مردم اقدام كند. مثلا از طريق انتشار اوراق مشاركت و ساير اوراق بهادار اين سرمايهها را جذب و وارد چرخه توليد كنند. از سوي ديگر براي سرمايهگذار نيز بستر امن و مطمئني فراهم ميكند كه سرمايهاش در امان باشد و خداي ناكرده مشكلي برايش پيش نيايد. از اين جهت بورس يك پل ميان دو طرف است و كسي است كه بازار سرمايه در بستر او شكل گرفته است، اما نكته اين است كه متولي بازار سرمايه نقشي در تعيين قيمت و ميزان سوددهي يا ضرردهي بازيگران ندارد و لذا نميتوان با ابزارهاي بورسي به سوددهي يك شركت كمك چنداني كرد. خود اين شركتها و دولت هستند كه بايد با استراتژي صحيح راه سودآوري بيشتر را فراهم كنند. پس اصليترين راهكارهايي كه براي جذب سرمايههايي كه تاكنون تمايلي براي سرمايهگذاري در بورس نداشته يا الان هم ندارند اين است كه به هر طريق از خود بنگاههاي توليدي حاضر در بورس حمايت شود و در پرتو اين حمايت، سود بنگاهها افزايش پيدا ميكند و در نهايت رغبت براي خريد سهام در بورس افزايش پيدا ميكند و به هر حال سرمايهگذاران تازه كار يا غريبه به پرسوجو ميآيند و به هر حال شروع به حضور در بازار ميكنند. لذا براي حمايت از بنگاهها تمام قوا بايد همكاري جديدي را شروع كنند. مثلا مجلس از طريق سياستگذاريهاي مختلف و وضع قوانين مناسب ميتواند قانونگذاري جديد را انجام دهد تا شركتهاي توليدي راهي براي كسب سود بيشتر پيدا كنند. از سوي ديگر دولت نيز با وضع آييننامهها و برقراري ضوابط و سياستگذاريهاي مناسب ميتواند به رشد سوددهي شركتها و در نتيجه حضور سرمايهگذاران جديد در بورس كمك كند. بهعنوان مثال يكي از حوزههاي سياستگذاري و ورود مناسب دولت در اين زمينه حوزه تعرفهگذاري است. يعني دولت تعرفههاي واردات كالا را به گونهاي تعيين كند كه رغبت براي واردات كمتر و براي استفاده از توليدات داخلي بيشتر شود. يا موضوع ديگري كه در حيطه كار دولت است، تعيين نرخ ارز در جهت حمايت از توليد و تشويق صادرات و كاهش واردات است. همين موضوعات اخيري كه در بازار ارز كشور اتفاق افتاد و قيمتها را بالا برد ميرفت كه براي بازار بورس نيز چالشساز باشد كه البته با اقدامات به موقع صورت گرفته تا حد زيادي مهار شد. موضوع ديگر اين است كه بانكها براي تسهيلات دادن، بنگاههاي توليدي را در اولويت قرار دهند. لذا سياستگذاري بانك مركزي و دولت در اين عرصه براي حمايت از بورس و انواع سرمايههاي ايراني ميتواند تاثيرگذار باشد. سياستگذاريهاي شفاف در بخش معدن خيلي ميتواند در وضعيت بورس تاثيرگذار باشد. ميدانيد كه يكي از مهمترين سرمايههاي كشور ذخاير معدني ماست. هم اكنون طيف وسيعي از شركتهاي معدني در بورس حضور دارند و با توجه به موقعيت بسيار مناسب كشور در اين عرصه و رغبت سرمايهگذاران خصوصي براي حضور در آن كه مزيت اشتغالزايي بالايي هم دارد زمان خوبي است كه بستر مناسبي براي بخش خصوصي در آن فراهم و آن را گسترش دهيم. بخش نفت و گاز نيز مخصوصا با كشفيات جديد كه سرمايه عظيمي را وارد مملكت ميكند، فرصت مناسبي براي سرمايهگذاري است و هر دو نوع سرمايههاي مورد نظر بورس يعني هم سرمايههاي بالفعل و هم سرمايههاي بالقوه را در برميگيرد. لذا ميتوان با استفاده از اين سرمايهها توليد را افزايش داد و براي كشور درآمد ايجاد كنيم.
سازمان بورس در چارچوب همان وظايف و تاثيرگذاريهاي خود تاكنون چه گامهاي عملي براي حمايت از سرمايه ايراني برداشته است؟ مثلا در زمينه فراهمسازي امكان جذب سرمايههاي جديد با طراحي ابزارهاي نوين مالي چه كردهايد؟
سازمان بورس از طريق ابزارهاي مالي نويني كه طراحي كرده، توانسته است سال گذشته 10 هزار و500 ميليارد تومان سرمايه از طرق مختلفي چون صدور مجوز افزايش سرمايه، انتشار اوراق مشاركت و اوراق اجاره جذب بازار بورس كند. همچنين توانستيم اين منابع را تجهيز كنيم و در اختيار شركتها بگذاريم كه بتوانند طرحهاي توسعهاي مورد نظر خودشان را انجام دهند. در سايه همين تلاشها بود كه موفق شديم در حوزههايي چون فولاد، سنگ آهن، مس و همچنين در شركتهاي سيماني به وضعيت خوبي از نظر توليد در كشور و در نتيجه بازدهي خوبي رسيديم.
آيا اين برنامهها در سال جديد كه بايد حمايت از سرمايه ايراني در اولويت قرار گيرد تداوم خواهد داشت؟
حتما. ما امسال همچنان بحث افزايش سرمايهها را در هر صنعتي كه تقاضا داشته باشد دنبال ميكنيم. به تمام شركتها اعلام كردهايم متناسب با توجيه اقتصادي طرح و برنامه كسب و كاري كه دارند درخواستهاي خود را به سازمان بورس اعلام كنند و ما مجوز صادر ميكنيم. البته عرض كردم كار بورس علاوه بر جذب سرمايههاي جديد از همين طريق افزايش سرمايه، حفاظت از سرمايه مردم نيز هست لذا شرط اصلي اين است كه اطلاعات پروژههاي ارائهشده براي افزايش سرمايه بايد شفاف باشد، اما ما براي تحقق عملي حمايت از سرمايه ايراني مرتب ما درخواستهاي اين گونهاي را كه داريم به طور مستمر دنبال ميكنيم تا فرآيند ورود سرمايه به بورس يك كار مستمر و هميشگي باشد نه يك فرآيند مقطعي.
براي اين منظور هدف كمي هم تعيين كردهايد؟
بله. اميدواريم امسال افزايش سرمايهاي خوبي در شركتهاي عضو بورس نسبت به سال گذشته داشته باشيم، به طوري كه سرمايههاي جذب شده حداقل 30 الي 40 درصد سال 91 افزايش پيدا كند.
اين هدف تا چه ميزان قابل دسترسي است؟ صريح بپرسم آيا خوشبينانه نيست؟
خير. به نظر من تحقق آن، كار چندان دشوار و پيچيدهاي نيست. به نظر من امسال به چنين رشد سرمايهاي خواهيم رسيد.
بورس براي حفاظت و حمايت از سرمايههاي كنوني مردم و همچنين جذب سرمايههاي جديد تا چه حد قدرت دارد و چطور اين قدرت بيشتر ميشود؟
راهكار موثر براي افزايش قدرت بورس براي حمايت از سرمايههاي موجود و افزايش امنيت اين سرمايهها تقويت و بازنگري در زيرساختهاي قانوني و مقرارتي است. مثلا اگر كسي كه در بورس سرمايهگذاري ميكند به هر نحو دچار اختلاف شود ما ساز و كار قانوني بعنوان هيات داوري داريم كه با استفاده از آن ميتوانيم از سرمايهاش حمايت كنيم. در دستگاه قضايي نيز براي جرايم بورسي دادگاه ويژه تشكيل شده كه به طور تخصصي و حرفهاي به جرايم بورسي رسيدگي ميكند. دستورالعملهاي مجزايي براي شفافيت اطلاعات نيز صادر كردهايم كه روز به روز در حال گسترش و توسعه است. كساني كه در بورس سرمايهگذاري ميكنند هر زماني ميتوانند سهمشان را به قيمت روز بهفروش برسانند. ساز و كار معاملاتي را نيز طراحي كرديم و در طول اين سالها هم برنامههايي پياده كرديم كه نقد شوندگي سهام در بورس افزايش پيدا كند.
با اين حال يكي از چالشهايي كه وجود دارد بحث قانون تجارت است. اين قانون يك قانون قديمي است كه آخرين اصلاحاتش مربوط به سال 1346 است كه بايد متناسب با پيشرفتهايي كه در حوزه تجارت اتفاق افتاده، بازنگري شود. در واقع بايستي قانون تجارت براي حمايت بيشتر از بنگاههاي اقتصادي اصلاح شود و امكان استفاده از ظرفيتهاي قانون تجارت الكترونيك كه چندين سال است تصويب شده يا استفاده از امضاي ديجيتال و الكترونيك كه ميتواند بسترهاي توسعه در بخش توليد را فراهم كند، در متن آن مهيا شود.
يكي از مهمترين سياستهاي حمايت از سرمايه ايراني فراهم كردن زمينههاي ورود سرمايه خارجي به بورس است. حالا چه سرمايه خارجي و چه سرمايه ايرانيان مقيم خارج. شما در اين باره چه كردهايد؟
سرمايهگذاران خارجي همان گونه كه اشاره كرديد 2 دسته هستند: يكي ايرانيان مقيم خارج و ديگري خارجيها. ما در سال گذشته مقرراتي را در هيات وزيران تصويب كردهايم كه به موجب اين مقررات، سرمايهگذار خارجي حاضر در بورس ميتواند از مزاياي قانون تشويق و جلب سرمايهگذار خارجي استفاده كند و زير چتر آن قرار گيرد. به علاوه چنانچه با مشكلاتي ديگركه در متن اين قانون به صراحت ذكر نشده، مواجه شود سرمايه اينها محافظت شده است. مثلا اين سرمايهگذاران هر وقت خواستند پولشان را از كشور خارج كنند و اگر نتوانستند ارز مورد نظر خود را در بازار آزاد تأمين كنند، دولت و بانك مركزي متعهد است كه ارز مورد نياز اين افراد را بر اساس نرخ رايج بازار تأمين كند و در اختيار آنان قرار دهد. همچنين تمام مزايايي كه سرمايهگذار داخلي ازآن برخوردار است سرمايهگذار خارجي حاضر در بورس نيز از آن برخوردار باشد. به همين ترتيب سرمايهگذار ايراني مقيم خارج نيز اگر بخواهد از مزيت نرخ ارز و ساير مزاياي قانون حمايت و تشويق از سرمايهگذاري خارجي استفاده كند ميتواند مجوزشان را در آن چارچوب بگيرد و علاوه بر مزايايي كه براي سرمايهگذاران ايراني داخلي وجود دارد از مزيتهاي موجود براي سرمايهگذاران خارجي نيز برخوردار شود. در واقع سرمايهگذاري آنها هم حاوي مزيتهاي سرمايهگذاران داخلي است و هم مزيتهاي سرمايهگذاران خارجي را داراست و از اين جهت ايرانيان مقيم خارج موقعيت بسيار مناسبي براي انتقال سرمايههايشان به بورس دارند. در مدتي كه اين مقررات جديد در دولت تصويبشده استقبال خوبي از سوي سرمايهگذاران ايراني مقيم خارج صورت گرفته است.
تفاوت نرخ ارز و نوسانات آن در طول مدت سرمايهگذاري مشكلاتي براي اين گونه سرمايهگذاران ايجاد نميكند؟
در صنايعي كه صادراتي هستند وقتي نرخ ارز بالا ميرود سودآوري آنها نيز افزايش مييابد. لذا قيمت سهام آنها هم افزايش دارد و به تناسب رشد ميكند. البته افرادي كه نگران تفاوتهاي نرخ ارز هستند ميتوانند در بازار بينالمللي خودشان را تحت پوشش هج يا پوشش ريسك بكارز قرار بدهند. متاسفانه الان ما در زمينه هج كردن ابزار لازم را نداريم. البته بهدنبال آن هستيم كه اوراق آتي ارزي (يعني اوراقي كه خريدار و فروشنده روي نرخ ارز مشخصي براي آينده با هم توافق ميكنند كه در آينده ارز را به آن نرخ مبادله كنند) را در دستور كار قرار داده و منتشر كنيم. مذاكراتي با بانك مركزي نيز در اين زمينه داشتهايم و اميدواريم بزودي به نتيجه برسيم.
افزايش فرهنگ بورسي سرمايهگذاران و جاانداختن مزيتهاي سرمايهگذاري در بورس براي سرمايهگذاران غيرحرفهاي و خرد بويژه در شهرهاي كوچك يكي از اولويتهاي بورس در جهت حمايت از سرمايه ايراني به شمار ميرود. شما در اين باره چه كردهايد؟
ما در جهت حمايت از سرمايهگذاري علاوه بر تكميل بسترهاي مقرراتي تلاش ميكنيم آگاهيهاي عمومي را نيز بالا ببريم تا مردم به حقوق خودشان در بازار سرمايه بيشتر واقف شوند.
روشن است سرمايههاي سرگردان در جامعه ما زياد است و اگر پروژههاي سودآور با برنامههاي خوب ارائه دهيم از آن استقبال ميشود. البته بازار سرمايه هم ريسكهاي خاص خودش را دارد و طبيعتا افراد نيز با اين ريسكها آشنا هستند و آن را درك ميكنند و ما هم به اين افزايش درك حتما كمك خواهيم كرد. با اين حال نقطه مثبتي كه بورس از نظر جذب سرمايه با آن مواجه است توجه بسياري از سرمايهگذاران خرد را جلب خواهد كرد. توجه داشته باشيد كه قيمت ارز ديگر روند صعودي ندارد و از ابتداي سال 91 روند آن نزولي بوده است. قيمت طلا نيز روند نزولي دارد و قيمت مسكن هم به ثبات رسيده است. لذا در مجموع و با اين اتفاقات بازار سرمايه ميتواند بازاري باشد كه امسال توجه جامعه بزرگتري از سرمايهگذاران جديد را به سوي خود جلب كند.
برنامههاي اصلي شما براي امسال چيست؟
گسترش آموزش، فرهنگسازي و اطلاعرساني از اولويتهاي اصلي سال 91 ماست. ميخواهيم با متنوعسازي ابزارهاي تامين مالي نقش بازار سرمايه را در افزايش سرمايهگذاريها و رونق توليد ملي بيشتر كنيم.
همچنين تلاش ميكنيم سهم بازار سرمايه در تامين مالي بنگاهها و صنايع بيشتر شود تا منابع مالي داخلي براي توليد تجهيز و از سرمايه ايرانيان براي افزايش توليد و توسعه بنگاهي استفاده شود.
تامين مالي از طريق بازار سرمايه نيز بايد تسهيل شود و امسال جزو برنامههاي اصلي خود ميدانيم كه برنامههاي تأمين مالي بنگاهها و شركتها از منابع داخل تقويت شود تا به رونق توليد ملي كمك كنيم.
به صراحت عرض ميكنم بازار سرمايه با رشد شاخصها در سال جاري همراه است و حجم معاملات هم خوب بوده، نقد شوندگي بازار و اقبال به بازار سرمايه هم خوب است.
روزانه حدود 50 درصد معاملات خرد در بازار سرمايه را اشخاص حقيقي و افراد انجام ميدهند كه قابل توجه است و اين امر نقش بورس در اقتصاد كشور را بخوبي نشان ميدهد. هدف ما به عنوان بازار سرمايه براي حمايت از سرمايه ايراني اين خواهد بود كه شعار توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني در بازار سرمايه تجلي يابد و در اين زمينه هر كاري لازم باشد انجام ميدهيم. مثلا از اين پس، هر شركتي كه شرايط لازم براي ماندن روي تابلوهاي اصلي بورس اوراق بهادار را نداشته باشد، معاملاتش به بازار پايه فرابورس منتقل خواهد شد. يا برخي از شركتهايي كه در گذشته از بورس خارج شدهاند و خواستار بازگشت به بازار سرمايه هستند، شرايطي برايشان فراهم خواهد شد كه معاملاتشان در بازار پايه انجام شود تا مشكلات سهامداران اين گونه شركتها بر طرف شود. در مجموع معتقدم نقش بازار سرمايه در شعار امسال بسيار پر رنگ است زيرا اگر به توليد ملي نگاه كنيم، امروز عمده توليد ملي كشور در بورس است. پس حمايت از توليد ملي، كمك به شركتهاي حاضر در بورس است.
اهداف كمي هم تعيين شده است؟
بله. يكي از برنامههاي مهم سازمان بورس در سال 91، ادامه پذيرش شركتهاي بزرگ در بورس اوراق بهادار است. در همين خصوص، اميدوارم سهام هلدينگ خليج فارس در نيمه نخست سال در بورس تهران عرضه شود. تقويت جذب منابع داخلي براي تامين مالي بنگاههاي اقتصادي از ديگر برنامههاي مهم اين سازمان در سال جاري است تا اين بازار بتواند به رونق توليد كمك كند.
راهاندازي بورس انرژي، ارتقاي سيستمهاي الكترونيكي بازار سرمايه در جهت افزايش شفافيت و اطلاعرساني و عرضه ابزارهاي مالي جديد از ديگر برنامههاي مهم و مشخص و برنامهريزي شده ماست. توجه داشته باشيد كه ما در سال 90 دستاوردهاي خوبي داشتيم. مثلا حجم معاملات بورس تهران در سال گذشته به حدود 22 هزار و 600 ميليارد تومان و فرابورس به 8 هزار و 400 ميليارد تومان رسيد. همچنين تعداد دفعات معاملات در بورس تهران و فرابورس به ترتيب 4 ميليون و 400 هزار و يك ميليون و 500 هزار دفعه بود. در اين شاخص شاهد رشد 100 درصدي تعداد دفعات معاملات نسبت به سال 89 بوديم. از سوي ديگر ارزش بازار سال 90 در بورس تهران به حدود 127 هزار ميليارد تومان و در فرابورس به 30 هزار ميليارد تومان رسيد. حجم معاملات بورس كالا نيز با 5/2 برابر افزايش از مرز 30 هزار ميليارد تومان گذشت. توجه داشته باشيد كه حجم كل معاملات بازار سرمايه سال 89، 40000 ميليارد تومان اعلام شده بود كه اين رقم در سال گذشته رشدي 50 درصدي را تجربه كرد به طوري كه حجم معاملات از 60 هزار ميليارد تومان عبور كرد. نكته ديگري كه ميتوان به آن اشاره كرد راهاندازي دفتر ثبتنام گواهي الكترونيكي (RA) درسال ۸۹ است كه امسال مركز مياني امضاي الكترونيك بر پايه آن در اين بازار ايجاد ميشود. راهاندازي درگاه جامع اطلاعرساني بازار سرمايه، هوشمندسازي سامانهها و معاملات الگوريتميك نيز از ديگر برنامههاي حوزه فناوري اطلاعات ما درسال جديد است.
معاملات الگوريتميك دقيقا چيست؟
بر پايه اين سيستم، سهامداراني كه فرصت كافي براي تصميمگيري روزانه سهام خود را در بازار ندارند، ميتوانند با بهرهگيري از معاملات الگوريتميك، سقف و كف قيمتي براي سهام خود انتخاب كنند تا سهامشان به صورت الكترونيكي به فروش برسد. در واقع يك امكان الكترونيكي جديد است كه نقش بسزايي در جذب سرمايه و آرامش بخشي به سرمايهگذاران دارد. توجه داشته باشيد كه بورس سال گذشته اقدامات خوبي در زمينه الكترونيك كردن امور انجام داد. به همين خاطر تعداد معاملهگران برخط (آنلاين) بورس در پايان سال ۹۰ به بيش از ۱۰۰ هزار نفر رسيد. همچنين نسبت تعداد دفعات معاملات برخط بر كل معاملات بورس در سال گذشته ۵۰ درصد بود. لذا بر اين پايه برنامهريزيهاي لازم براي افزايش تعداد معاملهگران آنلاين در بازار سرمايه انجام شده است تا اين رقم امسال افزايش يابد. جالب است بدانيد تعداد اطلاعيههاي سامانه مكانيزه ناشران بورس در سال ۸۷ فقط ۸۲۲ اطلاعيه بود كه با توسعه زيرساختهاي فناوري اطلاعات در بازار سرمايه، اين تعداد در سال گذشته به ۱۱ هزار و ۶۲۳ اطلاعيه رسيد. از سوي ديگر در پايان سال گذشته ۷۵ كارگزار خدمات معاملات برخط را در بازار سرمايه ارائه ميدادند، اما امسال تمامي كارگزاران مجوز معاملات برخط را از اين سازمان دريافت خواهند كرد. با نگاهي به اين برنامهها ميبينيد كه بورس براي حمايت از سرمايه ايراني رويكردهاي سنتي در بازار سرمايه را به مدرن تغيير داده و در همين رابطه، كسب و كار مبتني بر معاملات به كسب و كار مبتني بر اطلاعات تغيير يافته، معاملات الكترونيكي جايگزين فضاهاي فيزيكي شده و پرداختهاي نقدي به پرداختهاي الكترونيكي تغيير يافته است. لذا بورس ميخواهد با رويكردي جديد و مدرن به انجام وظايف خود در اين سال بپردازد. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|